کجایی همسفر...؟

كجایی همسفر؟
آب را گل كردند،
چشم ها را بستند و چه با دل كردند!
وای همسفر كجایی آخر؟
زخم ها بر دل عاشق كردند،
خون به چشمان شقایق كردند،
تو كجایی همسفر؟
كه همین نزدیكی؛ عشق را دار زدند،
همه جا سایه ی دیوار زدند..
وای همسفر كجایی كه ببینی حالا،
دل خوش مثقالیست!!
دل خوش سیری چند؟!
صبر كن همسفر،
قایقت جا دارد ؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 20:16 توسط همسفر
|
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...