بــار الها...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org         

خداوندا
مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن

تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم

آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم

آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم

آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم

آنجا که شک است ایمان بدهم

آنجا که نومید است امید شوم

آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم

آنجا که غم است شادی به پا کنم...

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org          

خداوندا
باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم

در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن

در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن

زیرا با دادن است که می گیریم

با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم

با بخشیدن است که بخشوده می شویم

وبا مردن است که زنده می شویم...

اولین محاکمه خلقت...

             

نامت چه بود؟ آدم

فرزندِ کی ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بنویس اول یتیم عالم خلقت

محل تولد؟ بهشت پاک

اینک محل سکونت؟ زمین خاک

ادامه نوشته

خدا را دوست دارم...

  

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
ادامه نوشته

الهی همیشه محتاج توام...

 

 

 

خدایا...

 من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری !

پس ای خدا هیچ می دانی که...

 بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند ؟

 تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ،

 توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو

مهربانی تو ، و در یک کلام ... محتاج توام !

از خدا جز خدا مخواه...!

    

روز قسمت بود!!!

پروردگار ٬هستی را قسمت می کرد...

ادامه نوشته

باز کن در را خدا...

نه من آنم که ز فيض نگهت چشم بپوشم

نه تو آني که گدا را ننوازي به نگاهي

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جايي

پشت ديوار نشينم ، چو گدا بر سر راهي

کس به غير از تو نخواهم

چه بخواهي چه نخواهي

باز کن در ، که جز اين خانه مرا نيست پناهي

به دنبال خدا نگرد...

به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد...
خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:
آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟!

ای باران رحمت کی خواهی بارید؟

                 

حضرت باران !
نسیم سحر، عاشقمان کرده است به بوی تو؛
کِی خواهی بارید؟
کِی قطره قطره، تن دیوارها را خواهی شست؟

کِی خواهی آمد تا جشن ب
گیریم؟

ادامه نوشته

بسم رب المهدی...

بســـــم اللــــــــه

و مــا نیــز ساده گــرفته ایم انتظـار آمــدنت را

امّا بَعد فَحَیّ هَلا٬ فَاِنَّ النّاس یَنتَظِرونَکَ لا‌‌ رایَ لَهُم فی غَیرکَ فَالعَجَلَ ثُّم العَجَلَ العَجَلَ

بیا که مردم چشم به راه تو اند و به غیر تو نظری ندارند

بشتاب ... بشتاب ... بشتاب ...

آقا بیا...

          

درون قلب جهان، انقلاب گشته بیا

نفس، بدون تو همچون عذاب گشته بیا

نظاره کن به فرا سوی مدینه و ببین

حرم به دست حرامی خراب گشته بیا

الهی...

  

الهی...به که گویم ناگفته هایم را تا آرام شوم

در دل بارها به مولایمان گفتیم

          
ادامه نوشته

ای کاش،کاش نبود...

 

کاش میدانستیم زندگی کوتاه است...

کاش از ثانیه های زندگی لذت می بردیم...

کاش قلبی را برای شکستن انتخاب نمی کردیم...

کاش همه را دوست داشتیم...

کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم...

کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان نازه و داغ را نمی دید...

کاش دل هایمان دریایی می شد...

کاش می فهمیدیم زندگی زیباست،و لذت می بردیم تا نهایت...

کاش می دانستیم ما نمی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد...

کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دل های زخم خورده نبود...

کاش،کاش نبود...

پر پروازم ده...

 

خدایا وقتش فرا رسیده...

 آنگاه که آرزوهایم را به روی دیوار نوشتم

نمی دانستم چشم نامحرمی بدان نظاره گر است

ادامه نوشته

باز آی...

                           

      مرا خداي لطيفي هميشه ساكن دل بود

                 بـه خانه ديدمش و باز هم بهانه گرفتم


 

ادامه نوشته

به مبارزه میطلبم تو را...

ادامه نوشته

دعا کنیم...

مکتب عشق...

   

من که بر فطرت خود شهره شهرم گشتم

            یا که بر سجده ی  عشق  عابد دیرم گشتم         

                          من  که  صیاد   دل  هر   دل  ربایی بودم

                                 یا  که  معشوقه  هر شاخه  نباتی بودم

ادامه نوشته

خدایم آرزوست...

              

زندگی یعنی...


صبر تا صعود ، ذوب و زر گشتن در سجود


زندگي يعني : پل ، پله ، پر ... پيله و پروانگي 

ادامه نوشته