آرام باش...
خودم نيستم...
نميدانم كدام راه را بروم...
دودل هستم...
نميدانم چه فكري كنم...
نميتوانم كاري كنم...
آرام باش
و بدان كه من نگهدار توام
بدان كه تو را دوست دارم
و بدان كه تو را در هر شرايطي مي پذيرم
آرام باش و ايمان داشته باش
آرام بداش و بدان
براي هر اتفاقي دليلي وجود دارد
و براي هر رويدادي زماني
در هر لحظه امكاني هست
در هر لحظه حضور دارم
و بدان كه من پروردگار تو هستم..
آرام باش و
به سوسنهاي سفيد نگاه كن كه هيچ تلاشي نميكنند
اما هيچكس نتوانسته حتي در جشن انتخاب ملكه
زيبايي كمي مانند آنها باشد.
اگر خدا به اين خوبي ميتواند آنها را نگهدارد
بيش از آن ميتواند از تو نگهداري كند.
آرام باش و بدان كه منم نگاهدارنده و پرورش
دهنده تو
خداي تو و همه چيز تو
خداي تو و همه چيز تو
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 21:39 توسط همسفر
|
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...