احوال دلها...

عجب احوال دلها گونه گون است
بيا بنگر كه دلها چند و چون است
دلى چون آفتاب پشت ابرست
دلى مرده است و تن او را چو قبرست
دلى روشنتر از آب زلال است
دلى تيره تر از روى ذغال است
دلى استاره و ماه است و خورشيد
دلى خورشيد او را همچو ناهيد
دلى عرشست وديگرفوق عرشست
كه فوق عرش راعرشت چو فرشست
دلى همراه با آه و انين است
دلى همچو تنور آتشين است
+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 0:45 توسط همسفر
|
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...