خـــــــدايــــــا !
 
تو  اوج نياز من را مي داني بزرگوارا
 
 تنها تکيه گاه دلتنگي هايم تويي ! 
 
 که سراسر مهر و سراسر نوري !
 
درياب اين جان و روح منتظر را !

منتظر همان لطف و مهربانی بی کرانت

 درياب ! اين بنده ي چشم به در گاهت را

قسم به بزرگوای ات خداي من !

با من باش ! با من مهرباني کن

هر گاه با تو سخن گويم

احساسم را در واژه ها نمي توانم بگنجانم

حس عجيبي ست ! با تو سخن گفتن