زندگي يعني  نه گفتن به نفس و رشد روح  ، يعني تاب تقوا تا به دوست

 
زندگی یعنی پای شعله ي احساس سوختن ، شال گردني از شعر بافتن


زندگي يعني آبشار اشکي بي صدا ، چکه چکه جان از چشم ما
 

زندگی یعنی : دویدن تا دُر شدن ... یعنی نور نوشیدن ، شکستن ، شکفتن ، نو شدن


زندگي يعني هر روز کمي خوبتر شدن



  زندگی یعنی


تولد درهر طلوع ... کوک کودک تا کمال ...یعنی تمام یک ناتمام


زندگی یعنی : رفع هر چه خط فاصله است


 زندگی یعنی : به درد خوردن به داد هم رسیدن ، یعنی مهر بودن ... سوختن

 
يا چون چراغي چاره ساز ، بيچاره اي را درمان ساز


زندگي يعني: دلت آفتابي باد ، اما باران باش ، برمردم ببار


زندگي يعني : اميدي بر دلي ، پاک اشک از گونه اي


 زندگي يعني : دير است ... دوريم ... زود باش... بدو 

 

  زندگی یعنی


حس گرماي دستان خدا ، در سرماي سکوتي بي انتها ...


زندگي يعني : ديدن اشک و لبخند خدا ، بر خاک بازي ها و خل بازي هاي ما ...


زندگي يعني ... کاش کلامش .....کاش کوه طور


 زندگی یعنی ... خسته ام ، خدايم آرزوست ...