بارخدایا!

پس از تو می خواهم که

 به حرمت گنجینه پنهان نام هایت و به

 زیبایی ات که پرده ها آن را پوشانده اند،

 بر این جان بی تاب من و این

 یک مشت استخوان ناتوان،

 رحمت آوری زیرا که...

 گرمای خورشیدت را بر نمی تابد،

چگونه بر آتش دوزخ تاب آرد؟

و یارای شنیدن بانگ تندرت را ندارد،

چگونه بانگ خشم تو را برتابد؟