شـكـسـتـه وارم و دانـم مـقـصرم اما

كسي نديده خدارا و هي نشانه گرفتم


تمـام روز شـكـستـم تمـام عـمر گسستـم

به ساق ساقه ي سبزم ببين كمانه گرفتم


گمان نكن كه به خاكم كشيده خنجر باران

ببيـن خميد گي ام را چه شاعـرانه گرفتم