خدایا من باور نمی کنم که تو جهنم را ساخته باشی...

باور نمی کنم که تو انسان را مجازات می کنی...

باور نمی کنم که تو به بنده ات رحم نمی کنی...

نه خدایا باور نمی کنم...

حتی اگر روزی مرا بسوزی باز هم باور نمی کنم...

که تو این کار را کرده باشی...

خدای من زیباست...

زیبایی ها را دوست دارد...

عاشق انسانهاست...

همانطور که ما عاشق او هستیم...

پس چگونه باور کنم می خواهی بنده ات را مجازات کنی...

نه خدایا گمان من این است که تو مرا می بخشی...

که تو تمامی انسانها را می بخشی...

اولین چیزی که از تو یاد گرفتم بخشندگی و مهربانیت بود...

من تو را می پرستم...

خدای خودم را خدای مهربان...

خدای بخشنده ای که هر کار را با نامش آغاز می کنم...

که می پرستمش تا آخرین نفس...

خدایی که زیباست و مهربان ...

خدایی که دست نوازشش را هر ثانیه احساس می کنم...