گفتم مرا خوشبخت کن.

فرمود: نعمت از من ،خوشبخت شدن از تو.

از او خواستم کاري کند که از زندگي لذت کامل ببرم.

فرمود:براي اين کار من به تو زندگي داده ام.

از خدا پرسيدم:

چه چيزي از بشر هست که شما را سخت متعجب مي سازد؟

فرمود:کو دکي شان اينکه آنها از کودکي شان خسته مي شوند

عجله دارند که بزرگ شوند و بعد از مدتي آرزو مي کنند که کودک

باشند...اينکه ؟آنها سلامتي خود را از دست مي دهندتا پول به

دست آورند وبعد پولشان را ازدست مي دهند تا دوباره سلامتي

خود را به دست آورند اينکه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را

فراموش مي کنند وبنابر اين نه در حال ،زندگي مي کنند ونه در

آينده.اينکه آنها به گونه اي زندگي مي کنند که گويي هرگز نمي

ميرند و به گونه اي مي ميرند که گويي هرگز زندگي نکرده اند.

خدای من دوست داري ما انسانها کدام درس هاي زندگي ر ا

بياموزيم؟

فرمود:بياموزند که آنها نمي توانند کسي را وادار کنند که

عاشقشان باشد تنها کا ري را که آنها مي توانند بکنند اين است که

خودشان را دوست داشته باشند.

بياموزند که درست نيست خودشان را با يکديگر مقايسه کنند .

بياموزند که ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي

است که به کمترين ها نياز دارد.

بياموزند که آدم هايي هستند که آنها را دوست دارندفقط نمي دانند

که چگونه احساساتشان را نشان دهند

بياموزند که کافي نيست که فقط ديگران را ببخشند ،

بلکه خودشان را نيز ببخشند.

آيا چيز ديگري هم هست که بايد بدانيم؟

خداي مهربان،فقط کافيست بدانند که...

"من همه جا هستم و وقت من براي همه بي نهايت هست"