زبان عشق ، زبان خداست در ملکوت

صفای قلب ، نشان رضاست در ملکوت

مرا بروی زمین قبله نیازی نیست

حرم کعبه دلها جداست در ملکوت

برای عارف گردانده رو ، ز عالم خاک

فرشته را همه دست دعاست در ملکوت

بشوی رنگ تعلق ز راز خانه ی دل

ببین ز عشق ، چه شوری بپاست در ملکوت

جلال و قدر ملائک بصدر عالم قدس

ز یمن همت اهل صفاست در ملکوت

نصیحتی کنمت اختیار دل بسپار

بدست عشق ، که مشکل گشاست در ملکوت

سری که بگذرد از هر چه نام او سوداست

ز قید و بند تعلق رهاست در ملکوت