بـوی انـدوه مـی­آید...

 شکسـتگی سیـمای عشـق از روز آشکـارتـر است.

 امـروز زبـانی جـز گریـه به کـار نـمی­آید و جـز هق هقی آهسـته،

زمـزمه­ای در بـاغ آینـه­ها نیست. جـز رویـش نغمـه­هـای جـان سوز،

در گلشـن یـاد"ام ابیهـا" چیـزی بـه چـشم نمی­خورد.

 شمـا بیـایید ای منظـومـه­هـای فـراق، مصیبت عمیق است

و هـر دلـی بـرای خـود"بیت الاحـزانی"

دارد در محـفلی،شعـری، لحـظه­ای ...

همـه بــرای آن است کـه غــریب بگـرییـم و عـقده­ها بگـشاییم؛

 امـا مگـر بـرای ایـن زخـم، مـرهمـی آمـده است؟

امـروز با تـوأم، ای حـال و هـوای بقـیــع!