جهان تشنه از عطر گیسوی تو

و این آب تصویر نیکوی تو

و آن صبح هستی که زیبا شکفت

و ما هم خزانیم رو سوی تو 

چه شد در پی این قرون

شکستیم از داغ پهلوی تو

بگو باز، بانو چه شد آن شبی

که مهتاب تابید بی روی تو

 دویدیم یک لحظه ما سوی تو

ولی تازه شد داغ پهلوی تو