
جهان تشنه از عطر گیسوی تو
و این آب تصویر نیکوی تو
و آن صبح هستی که زیبا شکفت
و ما هم خزانیم رو سوی تو
چه شد در پی این قرون
شکستیم از داغ پهلوی تو
بگو باز، بانو چه شد آن شبی
که مهتاب تابید بی روی تو
ولی تازه شد داغ پهلوی تو
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1:3 توسط همسفر
|
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...