دل، معبد غم و اندوه توست و باز دل بهانه تو را می گیرد

 و چشمها به یاد آن همه مظلومیت بارانی می شود.

نمی دانم بر کدامین ماتم اشک بریزم، یا نه،

 از دیدگان خون ببارم! بر محسن شهید؟

بر بازوی کبود؟ بر صورت سیلی خورده؟

 بر ... که نه، بر دل زخم خورده ات؟