کاری کن که تمام بشود...

نمی دانم چه بگویم
نباید گفت...
باید مرد
باید مرد در این مصیبت آقا
نه فقط دیروز و امروز و ...
هر روز و هر روز و هر روز باید مرد
پرچم اباعبدالله (ع) را آتش می زنند
ما بغض می کنیم و راهپیمایی می کنیم
و تمام می شود....
قرآن را آتش می زنند
ما بغض می کنیم و موج راه می اندازیم
و تمام می شود
برادرانمان را در همسایگی مان می کشند
ما بغض می کنیم و حرف می بافیم و بیانیه می دهیم
و تمام می شود...
امام رئوف
ضامن آهو
قبله دلها را ....
و برای چندمین بار
به جد نازنین شما ، امام هادی(ع)
توهین می کنند،ترانه می خوانند و مسخره می کنند
ما بغض می کنیم و موج راه می اندازیم
و تمام می شود ...
و شما را آقا ...
چرا زنده ایم؟
نمی دانم ...
از بی غیرتی مان است
مایی که فقط ادعایمان می شود
و باز هم حرف و حرف و حرف
و تمام می شود ...
اما...
ای کاش تمام می شد
تمام نمی شود
تمام نشدنی ست غم های شما
تمام نشدنی ست ...
گریه می کنیم برای شهادت بی بی دو عالم
در حالی که هر روز درب خانه ی مولا را آتش می زنند
و ما ساکتیم آتش می زنند
قلب شما رانه یک بار که صدها بار
نه آن ملعون ها که خودمان آقا ...
نه اینها تمام می شود و نه ادعاهای ما ...
خودت کاری کن آقا که فقط ادعا نباشیم
کاری کن که تمام بشود
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...