
به ذهن شب زده من ظهورکن مهتاب
ز دشت تیره ظلمت عبورکن مهتاب
ز دشت تیره ظلمت عبورکن مهتاب
دلم گرفته، نگارم، ببین که تاریکم
به خاطر دل عاشق، ظهورکن مهتاب . . .
به خاطر دل عاشق، ظهورکن مهتاب . . .
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22:15 توسط همسفر
|
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...