بلندم کن ای خدا...

خدایا
دستم به آسمانت نمی رسد
اما تو که دستت به زمین می رسد
“ بلندم کن “
الهی
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم خوش تر از یاد خداوند ثمری نیست . . .
چه زیبا خالقی دارم
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که میخواند مرا ، با آنکه میداند گنه کارم . . .
خدایا یک دل پررازجویم
خدایا صبح یک آغازجویم
خدایا خسته ام از بال بی پر
خدایا بال یک پرواز جویم . . .
به نام خالقی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد …
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 1:3 توسط همسفر
|
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...