Click for larger version


شب فيض است و در توبه و رحمت باز است
خيز، اى عبد پشيمان و خطاكار بيا

پرده شب كه بود آيت ستّارى من
دور از ديده مردم، به شب تار بيا

اين تويى، بنده آلوده و شرمنده من
اين منم، خالق بخشنده ستّار بيا

مگشا دست نيازت به عطاى دگران
دل به من بسته و بگسسته ز اغيار بيا

فرصت از دست مده، مى گذرد اين لحظات
منشين غافل و بى حاصل و بيكار بيا



Click for larger version