عمری گذشت و شور عبادت نداشتیم
با گریه های نیمه شب عادت نداشتیم
یا عشق التفات به چشمان ما نداشت
یا ما حضور عشق ارادت نداشتیم
از دست رفت فرصت پروازهای سرخ
معلوم شد که هیچ سعادت نداشتیم
ازکوچه های خاکی تردیدو اضطراب
راهی به باغ سبز شهادت نداشتیم
راهی شد ان مسافر دریا وباز ما

سهمی به جز طراوت یادش نداشتیم