دلم گرفته برایم بهار بفرست...

برایم بهار بفرست؛
ز شهر کودکی ام یادگار بفرست؛
دلم گرفته پدر! روزگار با من نیست؛
دعای خیر و صدای دو تار بفرست؛
اگر چه زحمتتان می شود ولی این بار؛
برای دخترک خود «قرار» بفرست؛
غم از ستاره تهی کرد آسمانم را؛
کمی ستاره ی دنباله دار بفرست؛
به اعتبار گذشته دو خوشه ی لبخند؛
در این زمانه ی بی اعتبار بفرست؛
تمام روز و شب من پُر از زمستان است؛
دلم گرفته، برایم بهار بفرست ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 23:27 توسط همسفر
|
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...