در سنِ 3سالگی ز جان سیر شدم

از پـای پـر از آبـلـه دل گـیـر شــــدم


از بـس کـه مــزاحـمــت فـراهـم کــردم

شرمنده ام عمه، دست و پا گیر شدم

 

گفتی که پدر، مسافرت رفته و من

صـد بـار دگـر دوبـاره پـیـگـیـر شـدم

 

من بی تو چگونه از زمین برخیزم؟

باید کمکم کنی ٬ زمین گیر شدم!

 

یک موی سیاه بین گیسویم نیست

سِنی نگذشـته از مـن و پـیـر شـدم

 

از نَسل ِ علی بودنِ من باعث شد

در طیِ سفر، بسته به زنجیر شدم

شاعر: سعید خرازی