ستاره امید...

سلام بر مهدی صاحب الزمان(عج الله تعالی ظهوره) ومنتظرانش


دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گريان ماند
دوباره گيسوي نجواي ما پريشان ماند
دوباره زمزمه ي كاسه هاي خالي ما
پس از نيامدنت گوشه ي خيابان ماند



از خواب که بیدار می شوی یک نگاه به بیرون می اندازی،
انگار امروز فرقی با روزهای دیگر دارد.
آسمان، پرندگان، درختان و در کل، زمین و زمان،
یک حال و هوای دیگری دارند.
این توصیف صبح جمعه است که لبریز است
از امید و احساس شوق وصال و پایان انتظار.
و اما غروب جمعه…همان لحظه ای است که...
احساس می کنی همه ی کائنات و موجودات دلشان گرفته است،
دل گرفته و غمگین آن منجی ای هستند که...
“المعز الولیا ومذلّ الاعداء” است،
همان مولایی که “السبب المتصل بین الارض و السماء” است،
همان امامی که “الطالب بدم المقتول بکربلاء” است،
همان ” المضطر الذی یجاب اذا دعی” است.
همان مهدی ای که به یاد ماست و ما به یادش نیستیم…
آیا رواست دل آن امامی را از خودمان برنجانیم...
که همیشه به یاد ماست و آیا رسم دوستی و دلدادگی است که...
خاطر آن کسی را آزرده کنیم که همواره به فکر ماست؟
اللهم عجل لولیک الفرج و امنن علینا برضاه اللهم صل علی محمد و آل محمد



روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...