جویباری از بهشت...


ماه رجب؛
ماه توحید و هم نشینی با محبوب و موسم نجوا و سخن گفتن
با حضرت دوست (جل ذکره) است.
ماه رجب، رشته پیوند از پا فتادگان طریق دوست با اوست.
اهل مراقبه سالی را به انتظار فرا رسیدن آن،روز شماری می کنند تاشب هایش را با خداوند خود خلوت کنند
و راز دل با او بگویند و چه زیباست حال وارستگانی که
دل از تمام تعلقات و وابستگی ها کنده اند و تمام همت
خویش معطوف صاحبدل کرده اند ودراین ماه ندا برداشته اند:
فقد انقطعت الیک همتی و انصرفت نَحوکَ رغبتی فانت لاغَیرک
مرادی و لک لا لسواک سهری و سُهادی.
توجهم از همه بریده و تنها به تو پیوسته استو میل و رغبتم فقط به سوی تو منصرف شده است،
پس تویی مقصودم نه غیر تو و تنها برای
توست شب بیداری و کم خوابی ام.
گل عذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
نیست آرام جز از وصل تو در سر هوسی
ین تجارت ز متاع دو جهان ما را بس
پس بیاییم و با مناجاتیان و دلدادگان حضرت
روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...