معبود من...


 



يگانه معبودا ! چه شميم دل انگيزي دارد اين اشک آسمانت
وچه روح انگيزست اين موهبت تو که مهربانانه عطا ميکني و در
اين لحظات مي شود پرواز به سوي ياد تو را با چشمهايمان ببينيم .

گويند درهاي آسمان باز است و صدايمان رسا تراز هميشه مي رسد.
تو که در اين لحظات چشم مي بندي برهمه خطاهايمان
پس خواسته دلمان راهم برخواهي آورد .

چه گويم که زبان دراين لحظات واژه هايش را گم مي کند .
اين همه زيبايي ، اين همه شور ياد تو !

مگر خواسته اي هم ميماند ؟
همين را گويم که دلم را خانه خود کن