معبود من...
يگانه معبودا ! چه شميم دل انگيزي دارد اين اشک آسمانت
وچه روح انگيزست اين موهبت تو که مهربانانه عطا ميکني و در
اين لحظات مي شود پرواز به سوي ياد تو را با چشمهايمان ببينيم .
گويند درهاي آسمان باز است و صدايمان رسا تراز هميشه مي رسد.
تو که در اين لحظات چشم مي بندي برهمه خطاهايمان
پس خواسته دلمان راهم برخواهي آورد .
چه گويم که زبان دراين لحظات واژه هايش را گم مي کند .
اين همه زيبايي ، اين همه شور ياد تو !
مگر خواسته اي هم ميماند ؟
همين را گويم که دلم را خانه خود کن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:44 توسط همسفر
|


روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...