دعاگو، منتظرت میمانم...
مهربان من ! در اين شب نوراني
که بارش باران لطفت کوير دلم را سبز و بهاري مي کند
آنقدر دعا می کنم و آنقدر منتظر می مانم
که روزی به او برسم .
شاید آن روز این ذوق و شوق را نداشته باشم
ولی مطمئنم از این صبرم و نتیجه ای که خواهم گرفت
خنده بر لبانم خواهد نشست ...
اما ...
خدای من آن روز را زود برسان
که برای داشتنش زود بودن برای تو ،
برای من دیر نباشد..!![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14:44 توسط همسفر
|



روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...