اعتکاف خلوت عاشقان ، بزم مقربان...
![]()
در حلقه درویش ندیدم صفایی
در صومعه از او نشنیدم ندایی
در مدرسه از دوست نخواندیم کتابی
در مأذنه از یار ندیدیم صدایی
در جمع کتب، هیچ حجابی ندریدیم
در درس صحف، راه نبردیم به جایی
در بتکده، عمری به بطالت گذراندیم
در جمع حریفان،نه دوایی و نه دایی
در جرگةعشاق روم تا که بیابم
از گلشن دلدار،نسیمی، ردپایی
این ما و منی، جمله ز عقل است وعقال است
در خلوت مستان،نه منی هست ونه مایی
+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:19 توسط همسفر
|


روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...