عروج ملکوتی حضرت امام خمینی(ره)...
شبيه صاعقه ، نه ... او شبيه آفتاب بود
زلال، روشن و بزرگ، مثل روح آب بود
غروب تا كه سر گذارد آسمان به دامنش
هوا پر از سماع و شور، ماه در شتاب بود
درختها به گوش هم چقدر سبز گفته اند
كه لحظه نيايشش، چه با شكوه و ناب بود
براي چشمهاي پر سؤالمان كه كنگ بود
شبيه يك چراغ، روشن و پر از جواب بود
به سقف آسمان دست ميكشيد و راهبر
همين كبوتران خسته پر اضطراب بود
... و گفت كه : »شهادت« و »عدالت است دين من«
كه »تيغ« دست او، وَ دست ديگرش »كتاب« بود
شبي غريب و سرد گفت: » رو به نور ميروم«
امام ما كه آفتاب بود، در حجاب بود
عليرضا حكمتي
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 21:53 توسط همسفر
|


روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...