جشن با شکوه بندگی...
مرا از نوازش نسیم رحمتت دور می سازد.
می خواهم حسن ختام میهمانی ات،ابتدای آشنایی تازه ام با تو باشد.
اکنون به مدد عبورم از باغ صیام،عطر گل های تازه عبودیّت را آن چنان
در سر دارم که بیدارتر از همیشه، می بینمت.
چه شیرین است طعم میوه های آسمانی تو،آن هنگام که دست بر قنوت نماز عید بر می داریم
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 2:27 توسط همسفر
|



روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...