اللهم عجل لولیک الفرج ...
خدا کند که بداني چقدر محتاج است نگاه خسته من بر دعاي چشمان
چه مي شود که صدايم کني به لهجه موجبه لحن نقره اي و بي صداي چشمانت
چه مي شود که صدايم کني به لهجه موجبه لحن نقره اي و بي صداي چشمانت

اي موعود زمان، صاحب عصر،پرورده ی دامان پاک نرگس و آورنده عدل خدا!
کمرزمين از گراني بار انتظار خميده است و دل هاي فسرده از نديدنت،
در سراشيبي عمر و سراب گناه دست و پا مي زنند.
اينک ما مانديم ودلتنگي بي امان غروب جمعه، جمعه هايي که با خدا عهد کرده اند
بي آمدن تو،تنها با آب ديده منتظران، قدم در سرخي غروب بگذارند.
اي آشناترين رهگذر کوچه هاي بي قراري مان!
به خدا درغربت غيبت شما،چشمه هاي معرفت خشکيد و عطش همکلامي با اهل آسمان،
در سراشيبي عمر و سراب گناه دست و پا مي زنند.
اينک ما مانديم ودلتنگي بي امان غروب جمعه، جمعه هايي که با خدا عهد کرده اند
بي آمدن تو،تنها با آب ديده منتظران، قدم در سرخي غروب بگذارند.
اي آشناترين رهگذر کوچه هاي بي قراري مان!
به خدا درغربت غيبت شما،چشمه هاي معرفت خشکيد و عطش همکلامي با اهل آسمان،
قلب هايمان را گداخت. اي ميوه موعود درخت رسالت، چشم انتظاري مان تا کي
بي شک تو بيش از ما، براي فرج خويش که فرج ماست، دست به دعا برده اي!
کاش در لحظه هاي خلوتت با خدا، از ناشکيبي لحظه هاي غيبت بگويي
از خلقي بگويي که تنها با شناخت محبت خدا، به شفافيت جنس ملکوت راه مي برند.
از شيفتگاني بگويي که به مدد معرفت ولي خدا، لحظه هاي قنوتشان
به آستان سبز خدا وصل ميشود.
کاش نجواي دلمان را آهسته درگوش خدا زمزمه کني که
کاش در لحظه هاي خلوتت با خدا، از ناشکيبي لحظه هاي غيبت بگويي
از خلقي بگويي که تنها با شناخت محبت خدا، به شفافيت جنس ملکوت راه مي برند.
از شيفتگاني بگويي که به مدد معرفت ولي خدا، لحظه هاي قنوتشان
به آستان سبز خدا وصل ميشود.
کاش نجواي دلمان را آهسته درگوش خدا زمزمه کني که

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:6 توسط همسفر
|



روح بزرگت را، در این چند روز دنیایی ناگزیر در ظرف کوچک جسمت گنجانیده اند...